دختر آواز بال جبرئیل
چیست در این روزهای نیلی و کبود...چیست در این خاکستری آسمان...کدام نغمه را بر دنیا زمزمه کرده اند که چنین مغموم به جستجو ایستاده؟
کدام کلام را کسی نشنید که چاه محرم آن شد؟
خانه ها پناه امن چه نشدند که بیت الاحزان پا گرفت؟
بانو...شب چرا؟...شب...چرا؟!!
o
ایستاده بر این سوی تاریخ با فاصله ای که پیشی میگیرد از ۱۴ قرن...
چه سود...کدام پله عرفان را بشر بالا رفت؟!!
...هنوز که غریبی مادر*...
هنوز که میان مه ارتجاع و ابتذال و خرافه، اسیری...
هر روز که گونه ات کبودتر می شود از سیلی تغافل انسان...
و پهلویت دردمندتر که عصیان را بهانه کم نیست...
آتش در خانه ات را چنان نگریسته ایم که چون نوری، اذهان خاک گرفته مان را روشنای کاذبی فراگرفته و بی خبر از حقیقت روشنایی پشت در، تو را و میراث تو را، تحجر نامیده ایم ...
o
بانو ... مجال بیش از این نشاید...فرصت هایمان برای تو کم است...دیده هامان تاب نگاه هر تصویری را دارد جز تو...و گوش هامان عادت داده به دهل های نوازنده دنیا ...
آه...میراث دار آب و آیینه...که از زندگی بیرونت کشیدیم و به افسانه ات سپردیم...به افسانه...که اعتباری تاریخی برایت به ثبت رساندیم و خوانش آن را منحصر به کتابهای بوی نا گرفته بینش، تازه آنهم آنچنان که خواستند...
باز بگو بانو "فما لکم؟! ... عُمِّیَت علیکُم؟!" بپرس که ما را چه شده...که آیا چشمانمان را بسته اند...
o
ای تکلم کرده با روح الامین
دختر تجریدی زیتون و تین
دختر رود تجلی در مسیل
دختر آواز بال جبرئیل...
o
پي نوشت:
* خطاب من نه از سر شایستگی و لیاقت...به حساب کودکی و بهانه گیری ام...کودکی عاصی که دارد از مهر مادر وام میگیرد ...
از وبلاگ:http://mahaa.blogfa.com/
روح الله رشيدي، پنجشنبه 16 خرداد1387
|
|....
گم شد، در قیل و قال گم شد سخنم
در بهت گذشت فرصتِ دم زدنم
بستند به لقمه های چرب و شیرین
تا وا نشود به حرفِ تلخی دهنم
ادامه مطلب
روح الله رشيدي، شنبه 21 اردیبهشت1387
|
|....
سيطره بي چون و چراي تكنولوژي بر زندگي بشر، فراگير و بدون استثناء است. هيچ ساحتي از پيشروي و تسلط تكنولوژي در امان نيست.
از آموزش و پرورش مدرن سخن گفته مي شود و اينكه بايد آموزش را متحول كنيم. منظور از اين تحول نيز چيزي جز بهتر كردن تكنولوژي آموزشي و بكارگيري ابزار مدرن در روند آموزش و پرورش نيست. تا چندي پيش، هنر مديران تحولگراي آموزش و پرورش در اين خلاصه مي شد كه تا چه اندازه توانسته اند از تلويزيون و فيلمهاي آموزشي در كلاس هاي درس بهره جويند. اما امروز ديگر تلويزيون و ويدئو نمي تواند نشانه آموزش برتر باشد. كامپيوتر نيز به ميدان آمده است. حالا ديگر همه از ضرورت بكارگيري كامپيوتر در آموزش مي گويند. معلمين به لپ تاپ مجهز مي شوند و power point ياد مي گيرند. دانش آموزان نيز كه جلوتر از سيستم هستند!
اگر از مناديان اين به اصطلاح تحول، سئوال كنيم كه چرا بايد چنين كرد و چرا حتماً بايد از كامپيوتر در كلاس درس استفاده كرد؟ پاسخ مي شنويم كه: «براي اينكه آموختن را جذاب تر و موثرتر كنيم.» دقت كنيد. در اين پاسخ، آنچه مورد توجه و تاكيد است «وسيله» است و نه هدف. آنچه اصالت دارد، «چگونگي» آموزش است و نه «چرايي» آن. هيچ مجالي براي پرسش از فلسفه تعليم و تربيت باقي نمانده است. دانش آموز از مشاهده ابزار مدرن آموزشي ذوق زده شده و سر از پا نمي شناسد ولي در همان حال نمي داند براي چه بايد تعليم ببيند...
روح الله رشيدي، دوشنبه 12 فروردین1387
|
|....